دایه گیان (ماموستا شه ریف)

دایه گیان بگری له سه ر خاکم که وا شینم ده وی
زور بگریه دایه گیان فرمیسکی خوینینم ده وی

من گولی سه د ئاره زوی ژینم له خاکا خه وتووه
خاکی مه یدانی خه بات ره نگینی خوینی من بووه

دا مه نیشه دایه گیان بو هاتنی من چاوه ری
دلنیا به, به سیه تی ,بو ده نگی  ده رگا مه گره گوی

من ده میکه جه رگی سوتاندوم هه ناسه ی سه ردی گه ل
دلپری کردوم خه می ده سکورتی و ره نگ زه ردی گه ل

من کوری کوردی شه هیدی ری ی خه باتم دایه گیان
کوتری خوینیین په ری باخی ولاتم دایه گیان

من له شاری خوم غه ریب و بو هه مو بیگانه خوم
کوتری کوژراوی ریگای لانه خوم,بی لانه خوم
 
دایه گیان بگری له سر خاکم  که وا شینم ده وی
زور بگریه دایه گیان فرمیسکی خوینینم ده وی


شعر عقاب و كلاغ، از شاعر نوپرداز کرد، جلال ملكشاه


فصل، فصل زرد پاییز است
آسمان دلگیر و خاموش و زمین سرد و غم انگیز است
روی عمر سبز جنگل، گوئیا پاشیده بذر مرگ
همچو اشك آن سان كه انسانی به حسرت
روز تلخ احتضار خویش
می چكد از چشم جنگل، دانه های برگ
آفتاب بی رمق چون آخرین لبخند یك سردار، به روز هزم
روی لجه خون و شكست لشكرش می آورد بر لب
بر لبان تیره كهسار خشكیده است
زوزه مرموز و بد یمن شغال باد، شیون مرگ است
كه درون گیسوان جنگل بیمار پیچیده است
مرگ می آید، رعشه اش بر جان
او به خود می گوید و بر خویش می لرزد عقاب پیر
مرگ می آید
روی سنگی بر بلندای ستیغ كوه ایستاده است
با همه خوفی كه دارد لیك
چشم هایش آشیان شوكت و فخری است عالمگیر
مرگ می آید
ادامه نوشته

روز های سخت جلال ملکشاه

 

جلال اهل روستایی به نام ملکشان از توابع سنندج است.هر روز حیات او ازعراق گرفته تا مجله سروه و دوستی اش با ماموستا هیمن شاعر نامی کرد و نیزدوستی اش با شیرکو بی کس شاعر نام آوازه کردستان عراق و احمد شاملو و ...داستانی دارد.گاهی به دفتر نشریه می آیدوبه قول خودش دردی از آلامش را بیان می کند.بچه های سیروان برای او احترامی خاص قائلند اما جلال از دست روز گار می نالد که چه می خواست و چه بر سرش آمده است .هنوز که هیچ کتابی منتشر نکرده و جوانی پر انرژی بود به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمد.نقل است که شاملو گفته بود اگر کسی درآینده در شعر فارسی حرف برای گفتن داشته باشد این جوان است.جلال ازخدایگان ادبیات پارسی و ناخدای ادبیات کردی است.او تا کنون یک کتاب شعر کردی با نام ((زره ی زنجیری وشه دیله کان ))منتشر کرده است واز اینکه بدون اجازه او آنرا تجدید چاپ می کنند اعتراض دارد.

شعر معاصر کرد در یک نگاه

شعر معاصر کرد شعری ساختمند و در خور توجه و تأمل است. این شعر که زیرساختی جهان شمول دارد، آینه گردان افکار، عقاید و رؤیاهای مردمی است که صادقانه به درک پیرامون و اشیا و آنچه تاریخ نامیده می شود، نشسته اند. شعر معاصر کرد را می توان به دو دوره تقسیم کرد، دوره عبدالله گوران که در این دوره شعر موزون و هجایی رایج بود و دوره بعد از گوران که شاعران به شعر سپید روی آوردند.

سابقه شعر نو کردی به بیش از پنجاه سال پیش بر می گردد زمانی که شیخ نوری صالح از ادبیات ترکیه، جریان نوگرایی در شعر کردی را شروع و در حقیقت زمینه را برای عبدالله گوران مساعد کرد. سال ها بعد گوران به طور جدی به این کار پرداخت و می توان گفت همان کاری را انجام داد که نیما در شعر فارسی آغاز کرده بود. گوران با درک درست خود از ساختار شعر کردی، یک باره از نظام عروض و قافیه سنتی سرپیچی کرد و از لحاظ فرم و محتوا تحولی نو در شعر کردی به وجود آورد. گوران معتقد بود نظام عروض هیچ سنخیتی با روی شعر کردی ندارد. او وزن عروضی و تساوی ابیات و تقطیع سنتی را کنار گذاشت و به بن مایه های طبیعی و اصیل کردی (وزن هجایی) روی آورد و تحولی موسیقایی در بعد آهنگ و وزن شعر کردی ایجاد کرد. عبدالله گوران معتقد بود: «موسیقی بحور عروضی خواه ناخواه جز آهنگ و وزن تکراری به سمع و طبع انسان چیز تازه ای نمی بخشد، تنها کسانی از این وزن لذت می برند که خود ناظم آن بوده اند. گوششان تسلیم طنین بحور عروضی است، به آن عادت کرده اند و در تار و پود وجودشان نفوذ کرده است. شعر کردی پذیرای این تحفه وارداتی نیست و نخواهد بود.»

تحولی که گوران در شعر کردی به وجود آورد، خیلی زود مورد

ادامه نوشته

نگاهی به جریان نوگرایی در شعر کردی

مایل به نوگرایی و اولین جرقه های دگرگونی در شعر کردی را می توان در اوایل دهه ی چهل میلادی و در آثار شیخ نوری، شیخ صالح جستجو کرد. شاید همان شعر (حه قه ئیمرو) شیخ نوری کافی بود که جنگی میان شعر کلاسیک و مدرن آغاز شود. شیخ نوری در این شعر، با طنزی ساده، چهارچوبها و قوانین دست و پاگیر شعر کلاسیک به بازی میگیرد. بعدها شیخ نوری به تاثیر از ادبیات ترک ، جریان نوگرایی در شعر کردی را به صورت جدی آغاز کرد و در حقیقت زمینه را برای عبداله گوران مساعد کرد. سالها بعد گوران به طور جدی تر به این کار پرداخت و میتوان گفت که او همان کاری را انجام داد که نیما در شعر فارسی آغاز کرده بود(هر چند گوران همواره پرچمدار شعر نو کردی را شیخ نوری میدانست) بنابراین شعر نو کردی را میتوان به دو دوره تقسیم کرد:
• دوره ی گوران(شعر موزون هجایی)
• دوره ی بعد از گوران (شعر سپید)
ادامه نوشته

شعر نو کردی

شعر در میان اکثر ملتها و زبانها مراحل و سبکهای مختلفی را پشت سر گذاشته است که با توجه به مقتضیات زمان و مکان این انواع شعری متفاوت ازیکدیگر بوده اند هرچند این تغیر وتحول را می توان سیر تکاملی شعر نامید اما گاها این تحول رو به افول نهاده است و آنچان که شاید وباید نتوانسته است دورانهای گذشته را از نظر شعری پر بار تر نماید به عنوان نمونه آثار شعری شاعرانی نظیر مولوی و حافظ و سعدی در ادبیات فارسی و یا نالی و محوی و مولوی کرد در ادبیات کردی هنوز هم بی بدیل و یکه تاز می باشند با این وجود بنا به دلایلی شعر کلاسیک و عروضی در اکثر زبانهای شرقی روز به روز رونق خود را از دست داد و رو به سوی شعر نو آورد . از این دلایل می توان به تغیر درمضمون و محتوای اشعار اشاره نمود مضامینی نظیر اجتماعی و سیاسی دیگر آنگونه که شاعر امید وار بود در قالبهای کهن ریخته نمی شد و شاعر گاه با مشکلات در ادای آنچه در نظر داشت روبه رو بود از دیگر علتهای این تغیر شعری آشنای با غرب و آثار غربیها بود . بر اثر ترجمه اشعار و کتابهای آنان ادیبان ما نیز رو به سوی شعر نو آوردند . شعر نو که از معیارها و پیامدهای مدرنیته می باشد که به همراه دیگر فاکتورهای مدرن رو به سوی شرق نهاد فاکتورهای نظیر :

 

ادامه نوشته